|
گذر از معنا
|
|||
![]() سرمو گرفتم زیر شیر آب داغ کردم! مغزم داغ کرده خدایا ازت سوال کردم....بدجوری خوب جواب دادی... اونهم وقتی که دیگه تو این ظلمت بلعنده همه ی خوبها و خوبیها، هیچ رشته نوری نمی دیدم...وقتی که ته ِ ته ِ بن بست رسیده بودم...خدایا...صبر بده... وَعْدَ اللَّهِ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶ - روم﴾ خدا وعده داده است و وعده ی خود خلاف نکند ، ولی بیشتر مردم نمی دانند . آیه قبلش هم این بود: بِنَصْرِ اللَّهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۵ - روم﴾ به یاری خدا . خدا هر کس را بخواهد یاری می کند ، زیرا پیروز مند و مهربان است.
میدانی همیشه فکر میکردم از آدمهایی که حریم شخصیشان خیلی گسترده است چندان خوشم نمی آید و به حساب گوشه گیری و انزوا میگذاشتم و فکر میکردم که اجتماعی نیستند و خیلی چیزها را نمیدانند که نمیتوانند روابطشان را درست مدیریت کنند که اینگونه در خیلات خود پرسه میزنند و به زندگیشان که چندان برایشان مقبول نیست ادامه میدهند. همین طور کسانی که هیچ گونه حریم شخصی ای برای خود ندارند، زندگیشان فاجعه است. اما امروز فهمیدم که این سکه روی دیگری هم دارد. بعضی های دیگر انگار که آدمهای اطرافشان را دسته بندی میکنند و در دایره هایی با شعاع های متفاوت به مرکز خودشان میچینند. اینطوری حریم هر شخص را نسبت به خودشان معلوم میکنند. حریم شخصی هم دارند. کلا خیلی کم پیش می آید که فردی را در دایره اول راه بدهند. این آدمها سرسخت هستند سر این موضوع. به راحتی هم کنار نمی آیند. شاید به وسعت یک شهر، حرفها و نگاهها و نوشته ها و احساسات داشته باشند که نمی خواهند بیان کنند و برای خودشان نگه میدارند.... این نتایج رو وقتی گرفتم که خوب به خودم دقت کردم و گلایه دوستی رو شنیدم که از دایره حرف میزد و گفت انگار که پرتش کردم اون طرف کره زمین...امیدوارم این توضیحات رو به حساب عذرخواهی بگذاره
خدایا! شاید اونقدر که لازمه نشناختمت اما همین قدر شناختن کافیه تا بدونم تحت هیچ شرایطی دوست نداری تسلیم بشم. اما فکر میکنم باید یک مدت دور بشم... تو این یک ساله نگرانی های خودم به کنار، غصه های دیگران کافی بود تا حتی اگر به سنگ هم بگی، متلاشی بشه.... شاید یک روز از درد و رنج مردان و زنانی نوشتم که صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتند و دم نزدند از تمام ظلم و جفایی که در حقشان روا داشتند، کسانی که آنقدر بزرگوارند که نخواستند اسمشان را سر زبانها بیندازند و با خدای خود انگار که معامله کرده باشند.... هنوز نگاهم در نگاه آن دختر کوچک که 4 ماه است انتظار پدرش را میکشد، جا مانده...و خیلی چیزهای دیگر که شاید روزی نوشتمشان... انگار که باید گم و گور شوی تا شاید که خودت را پیدا کنی
|
درباره وبلاگ
الهی روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد.............. ____________________________________________________________________________ ************ *************************** *****اگر رمز مطالب را خواستید، در قسمت تماس با مدیر، برایم پیام بگذارید تا برایتان بفرستم. ****** مدیر وبلاگ : رها آرشیو وبلاگ
بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آرشیو كل مطالب پیوندهای روزانه
چیزی نمانده است...
shivi PM 8:25 فراز مسند خورشید سرسو اكالیپتوس چشم سوم خورشید نیمه شب فرا تر از بودن در گلستانه انکیدو لحظه های کاغذی واگویه تا فراموشی نقشه ضد حوا من و نبات و زندگی سگی خلوت نشین علی کوچیکه عرفان،برابری،آزادی وبلاگ گروهی حوا تنها رفیق غم هم کلاسی نسل سومی یاور میهن آسمونی همه پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز : بازدید دیروز : بازدید این ماه : بازدید ماه قبل : تعداد نویسندگان : تعداد کل پست ها : آخرین بازدید : آخرین بروز رسانی : |
||